خفقان بیداد میکند، فشار عصبی، فشارهای اقتصادی، سیاسی، داخلی، خارجی.
و خفقان بیداد میکند!
تو را میگذارد در میانِ یک انبر، و تا آنجا که دیگر نتوانی مقاومت کنی فشارات میدهند، آنقدر به تو فشار میآورند که فریادات بلند میشود، روی خوش نشانات میدهند، بعد پوستات را میکنند، میگذارند زیرِ آفتاب، آنقدر آنجا میمانی تا بسوزی و بسازی و دیگر نه به چیزی فکر کنی نه حرفی بزنی!
و خفقان بیداد میکند!
دانشجو را میگیرند، میزنند، دستگیر میکنند، میبرند!
رئیس سندیکا را میزنند! میبرند!
اعضای دفتر را میزنند! میبرند!
مردم عادی را هم اگر بخواهند حرفی بزنند، میبرند!
نشریه را توقیف میکنند!
کتابها را جمع میکنند!
ناشر را به زمین میزنند!
و تو اگر بخواهی حرفی بزنی بیچارهات میکنند!
و خفقان بیداد میکند!
مرکز موسیقی را پلمپ میکنند!
کنسرت را کنسل میکنند!
خواننده را محکوم میکنند!
و ساز را میشکنند!
و خفقان بیداد میکند!
همه چیز را در همه چیز ادقام میکنند!
بعضیها را اخراج میکنند!
بعضیها را چندتا چندتا پست و مقام میدهند!
به تو توهین میکنند!
انواع صفتها را برا تو بکار میبرند!
مگسهای مزاحم! خزندههای موزی!
جاسوس صدایات میکنند!
دست پروردهی شیطان!
میانِ انبر میگذارند تو را!
محکومات میکنند!
و بعد سنگسارات میکنند!
و خفقان بیداد میکند!
جامعه را پلمپ میکنند!
دهانها را
گوشها را
اندیشهها را
جامعه را را پلمپ میکنند!
