خب ما که حرفی نداریم، حکایت حکایتِ همان جوکی است که حتماْ شنیدهاید، پادشاهی هرچه بر مردم ظلم میکند میبیند این مردم هیچ نمیگویند و یکروز دستور میدهد برای ورود و خروج از دروازههای شهر مردم باید.... ( و خب حتماْ شنیدهاید این حکایت را... )
بنزین هم سهمیهبندی شد، البته بطورِ خیلی غیرمنتظره ( که البته اگر غیراز این بود باید شک میکردیم ) آن هم در ساعات پایانی روز و مردم هم در مقابل به پمپبنزینها حجوم بردند و تو سر و کلهی هم زدند، پمپ بنزین را آتش زدند و غیره و غیره....
کاری به اینکه رفتار کدام طرف این ماجرا درست بوده ندارم، اما نظر شخصیِ خودم هم گران شدن بنزین است، ولی نه با سبکی که دولتی بیتجربه میخواهد آنرا تجربه کند و به زور به خوردِ جامعه بدهد.
در هیچ کجای دنیا، حتی در فقیرترین کشورها هیچگونه جیرهبندی بنزین وجود ندارد که فلانی و فلانی و بهمانی از آن حرف میزنند، در همهجای دنیا بنزین گران است، اما تمام دولتها راهکارهایی هم در دسترس مردم گذاشتهاند.
شما نگاهی بیاندازید به وضعیت حمل و نقل عمومی از جمله مترو و اتوبوس و تاکسی و غیره در کشور خودمان و همینطور در همین کشورهای اطراف خودمان نه اروپا و امریکا! ببینید یک فرد برای سوار شدن به این وسایل نقلیه چقدر منتظر میماند و با چه وضعیتی سوار میشود. و حالا برگردید به همین تهران خودمان! اتوبوس در خوشبینانهترین حالت هر یک ربع یکبار میآید و تازه اگر بتوانی خودت را در میان آن جمعیت ایستاده و نشسته جا بدهی و در نظر بگیر که باید یک مسیر پرترافیک را در گرما و همینطور در میان فشارهای داخلی اتوبوس بایستی آن هم با یک اعصاب و روان خورد از همه چیز و هیچ چیز!
یا مثلاْ مترویی که هنوز مردم برای سوار شدن به آن گاهی اوقات به ناچار از روی یکدیگر نیز عبور میکنند. و همهی اینها درحالی است که هر روز اعلام میشود فلان تعداد اتوبوس و واگن اضافه شده و از طرفی دیگری هم در اخبار اعلام میکنند که ما از بزرگترین تولیدکنندگان اتوبوس در منطقه هستیم ( البته در منطقهای که صنعت خودرسازیِ چندان بزرگی ندارد! ) اما نه من دیدهام نه شما این اتوبوسها را ( البته دروغ نگویم، گاهی اوقات که از کنار پارکینگهای ایران خودرو و کمپانیهای دیگر در جادهی کرج رد میشود اتوبوسهایی که معلوم نیست چقدر آنجا خوابیدهاند را میبینم! )
و حالا در نظر بگیرید نه مردم تهران، این مناطق خوش آب و هوا را مثلاْ! مردم بندر در آن گرما و شرجی بودن هوا و... باید با کدام امید کولر خودروی خودشان را روشن کنند؟
این یکی از این راهکارها بود که متأسفانه در این موارد ما فقط به وعدههایی پوچ گوش میدهیم و بس. نه عملی قاطع دیدهایم نه اتوبوس و مترویی!
یکی دیگر از این راهکارها سوختهای جایگزین و ارزان است. و خب خوب میدانید که همه از CNG دم میزنند که سالهای سال است که استفادهی آن در تمام دنیا منسوخ شده است، آن هم به علت بالابردن اصطحلاک زیاد موتور خودرو و همینطور بوی بدی که از اگزوز خارج میشود ( در مرکز شهر به این بوی دیوانه کننده حتماْ بر خوردهاید که سردردِ بدی هم دارد ) ( در نظر بگیرید یک خودرو فقط با گاز طبیعی بخواهد حرکت کند، به علت خشک بودن CNG موتور خودرو در بهترین حالت بعداز سه ماه نیاز به تعمیر خواهد داشت! آیا دولت هزینه تعمیر این خودرو را پرداخت میکند که به مراتب شاید بیشتر از مصرف بنزین یک خودرو در سه ماه باشد! ) اما در اروپا موتورهای دیزل جایگزین این گازطبیعی شدهاند که هم ارزان هستند و هم اینکه با پیشرفت کارخانههای خودروسازی موتورهای دیزل به مراتب پاکیزهتر و حافظ محیط زیست تولید میشوند که خوشبختانه برای خودروهای ساخت داخل هم این موتورها موجود است ( موتورهای دیزل HDI پژو - سیتروئن که در نوع خود از پاکیزهترین موتورهای دیزل هستند که نوع ۲۰۰۰ آنها در خودروی ۲۰۶ در اروپا موجود است و همینطور نوعی دیگر بر روی خودروی زانتیا و پژو ) که البته استفاده از موتورهای دیزل طبق قانون ایران ممنوع اعلام شده است ( به علت آلودگی آنها ) در حالی که این قانون نیاز به بازبینی دارد و باید آن را تغییر دهند تا لاقل بتوان این نوع موتورها را جایگزین کرد.
و البته اینکه مصرف روزانه هر خودرو بر اساس ترافیک شهری بالا میرود که با وضعیت ترافیک شهری ایران باید به آن تن داد و نیز در این میان باید ابتدا راهحلی هم برای این ترافیکهای بیسرانجام پیدا شود.
و موارد زیادی که به طور کل در این طرح پیشبینی نشده یا اصلاْ مهم نبوده است برای مسئولان این طرح.
و با کمال تعجب هر روز میبینیم که سخن از پیشبینیها میآید و همهی مسئولان مربوطه میگویند که ما تمام پیشبینیها را کردهایم و راه را هموار کردهایم، اما بحث بر سرِ هموار کردنِ راهی است که نه آنکه هموار نشده است بلکه گویا ناهموارتر هم شده است، تا دولت به آرزوهای دستنیافتی توسعهی اقتصادی خود برسد.
و اما...
آیا فکری برای کسانی که زندگی خود را با همین خودرو میگذرانند ؟ آیا کار جایگزینی برای آنها در نظر گرفته شده است؟ آیا فکری برای مسافرینی که با همین خودروهای شخصی روزانه از جایی به جایی میروند که حتی یک تاکسی هم حاضر به سوار کردن مسافران نیستند شده است؟
آیا فکری به حال کسانی که محل کارشان در اطراف شهر است که نه تاکسی آن مسیر را میرود نه اتوبوس و مترو شده است؟
آیا فکری به حال کسانی که در دمای بالای چهل درجه باید با خودروی خود یک مسیر طولانی را تا محل کار خود بروند شده است؟
آیا این درست است که اگر کسی بخواهد به مسافرت برود باید چهار ماه خودروی خود را بخواباند تا بتواند بنزین لازم را ذخیره کند؟
آیا فکری برای وضعیت نابسامان حمل و نقل شهری شده است؟ آیا فکری شده است که یک کارمند بتواند به راحتی و سروقت خود را به محل کار خود برساند؟
آیا واقعاْ آنقدر محدودهی این حمل و نقل شهری وسیع است که بتواند تمام مناطق را پوشش دهد؟ و آیا فکری به حال حمل و نقل حومهی شهری شده است؟ آن هم در حالی که بسیاری از کارگران باید برای رسیدن به محل کار خود به خارج شهر بروند و آن هم در وضعیتی که سرویس ایاب و ذهاب ندارند!
آیا درست است که یک کارگر برای رسیدن رأس ساعت به محل کار خود در خارج از شهر مجبور باشد حداقل ۲ ساعت زودتر از خانه بیرون بیآید؟ آیا این کارگر با این وضعیت نیرو و انرژی کامل برای یک کارِ بهینه را خواهد داشت؟
آیا فکری به حال بازار سیاه بنزین شده است؟ آیا فکری به حال اتفاقات بعدی شده است؟ آن هم درحالی که یکبار تجربهی این فاجعه را داشتهایم؟ انفجار مخزنهای ذخیره در خانهها، بنزین دزدی، بوجود آمادن بازار سیاه !؟
آیا واقعاْ مسئولانی که دم از پیشبینی میزنند فکر همین دیشب را کرده بودند؟ آیا به فکر چنین فاجعهی تلخی افتاده بودند؟
یاد تجربهی تغییر ساعت کار بانکها میافتم، که دولت با چع لجاجتی آن را مدتی به هر صورتی که بود نگه داشت، آن هم به این دلیل که ترافیک شهری بهتر بشود و واقعاْ چه امید و انتظار بیهودهای بود برای نجات این شهر از ترافیک...
نگاه کنید، آیا تابحال آیا راهحلی برای یک مسئله مطرح شدهاست؟ یا آنکه فقط سعی برآن شده بجای حل کردن مسئله، صورت مسئله را پاک کرد؟
متأسفانه در دولتی که دوست دارد همه فجایع را خودش تجربه کند و نه آنکه از تجربیات دیگران استفاده کند بارها دیدهایم که هیچوقت هم به مقصد معلومی نرسیده است.
از قدیم هم گفتهاند که بار کج به مقصد نمیرسد. حال این بارِ کج کجا به زمین خواهد افتاد!

عکس از ایلنا