بلند می شوم
بی هیچ دلیلی به خیابان می روم
بی هیچ دلیلی ماشینو روشن می کنم
بی هیچ دلیلی تمام خیابانهایی را که دوست دارم بالا و پائین می روم
بی هیچ دلیلی تمام بعدازظهر رو توی شهر می چرخم
به بالاترین نقطه شهر می روم
تمام شهر با چراغهایش
تمام اتوبانها با ماشینهایش
تمام خانه ها با آدمکهایش
با تلوزیونهای روشن اش
با چراغهای روشن اش
بی هیچ دلیلی ناگهان همه چیز را تمام می کنم
بی هیچ دلیلی ناگهان همه چیز را دوباره شروع می کنم
بی هیچ دلیلی
بی هیچ دلیلی بیدار می شوم
بی هیچ دلیلی می خوابم
تمام بعدازظهر بی هیچ دلیلی شهر را می گردم
تنهای تنها
فریاد می زنم
و بی هیچ دلیلی فردا را به انتظار می نشینم
بی هیچ دلیلی
این کافی نیست
این کافی نیست
باید تموم میشد ، نه؟
خب تموم شد فکر کنم.........
انگار مشکلی هست
اینجور احساس می کنم
مشکلی هست
کسی داره خرابکاری میکنه
کسی اختلال بوجود آورده
آره اینجا مشکلی هست
کسی داره خرابکاری میکنه