در یادها می پوسم
در خاطره ها می گندم
من صدای ترانه ام
من پژواک آرزوی کوچکی در دل کوهستانم
آی
من ساز ناکوک نیستم
من صدای بی حنجره نیستم
مرا بشنوید
مرا بشنوید
می پوسم
می شکنم
می گندم
در گوشه خاطراتتان اما
همیشه می مانم
آی آمریکای دور دست
آی آسیای کوتاه فکر
آی بریتانیای کوچک
آی آفریقای سیاه
مرا بشنوید
مرا بشنوید
خدا را شکر
به کمک خدای توانا
زمینی داریم برای زندگی
زبانی برای حرف زدن
گوشی برای شنیدن
عقلی برای انتخاب
این معجزه است
یک معجزه دیگر
در دور دست
در آنسوی کره زمین
در میان کوه های آلپ
کودکی قوطی پپسی باز می کند
در آنسوتر کسی مکدونالد می خورد
کسی در پارکهای حفاظت شده قدم می زند
حیوانات را نگاه می کند
به خوشبختی آنها می خندد
هاهاها
این معجزه است
یک معجزه دیگر
به کمک خدای توانا
کارخانه های ماشین سازی داریم
فراری و مرسدس داریم
کارخانه های اسلحه سازی داریم
ذهنی برای طراحی جنگ داریم
می توانیم خشکسالی داشته باشیم
این یک معجزه است
این معجزه است
یک معجزه دیگر
به کمک خدا رفتیم
خدا چه می خواهید
گیتارهای ژاپنی می خواهد!
کانادای سکسی می خواهد!
ماشینهای پرسرعت می خواهد!
ساختمانهای بلند می خواهد!
هواپیماهای سریع!
بمب و اسلحه می خواد!
ما برایش آورده ایم گویا!
ما خدایی داریم
هروقت بخواهد می کشد
خشکسالی می آورد
برایمان پورش و مرسدس آورده است
برایمان ساختمانهای بلند آورده است
این معجزه است
آره ، این یک معجزه است
حالا بمب اتم داریم
موشک و تانک داریم
هروقت بخواهیم می جنگیم
هروقت بخواهیم صلح
هرچه بخواهیم بوجود می آوریم
ما حق انتخاب داریم
ما حق مرگ داریم
حق زندگی نیز
ما انگار همه چیز داریم
این یک معجزه است
ما همه چیز داریم
سلاح به اندازه کافی
فشنگ به اندازه کافی
برای همه هست
ما حق انتخاب داریم
این معجزه است
ما چنانیم که خود گویا در کار خود مانده ایم!!!!
این جنین خود در خود بودن و در خود ماندن کاری بس دشوار است گویا!!! چنین گرفتار هیچ بودن و در پی هیچ هی در دور خود پیچیدن کاری بس بیهوده می انگارد!!!
چنین در خود پیچیدن به هیچ رسیدن....!!! این رسم قدیمیِ اجدادیِ ماست...!!!
در پی هیچ هی به خود پیچیدن....!!!!
همیشه همین بوده، به سادگی تمام میشود، آنقدر ساده که گاهی یادت می رود...!!!
توی قاب سرد این آینه ها
تصویر آدمکی شکسته بود
آدمک خسته و غمگین و سیاه
روبروی آینه نشسته بود
توی چشماش ابرای بارون زده تلخ و سیاه
رو لباش قصه دلتنگی تو، قصه دلتنگی ما
کی با دشنه های کین
کی با داس عشق و دین
بریده ریشه های این آدمک رو از زمین
واسه این آدمک شهر گناه آسمون رنگ رهایی رو نداشت
قفس تیره و تاریک زمین واسه آدمک هم جایی نداشت